خوب، از هر کسی که میشنوم، همه از سفید شدن موهاشون، از بالا رفتن سنشون، از چروک های روی صورتشون بدشون میاد!!با بوتاکس و رنگ و غیره و غیره میخوان یه جوری بپوشوننشون!!!اخیرا یه دونه موی سفید دارم، ناراحت نیستم ...یه جورایی هم خوشحالم ... حتما یه چیزی بو
و من دستم را به دستش سپردم ولی قلبم همچنان در بدن خودم میتپد و سرم مملو از شک ها و تردیدهاست.و مشاوره میروم و میگوید دست نگه دار جان برادر، که هیچ یک مناسب تو نیستند و نمیداند چه سخت است این پاییز را هم انتظار کشیدن ...و وضعیت کنونی خوب است و من ماند
درست لحظه ای که عصبانی یا ناراحت یا هر کوفت دیگه ای میشید ... میبینید، زبونی که بلدید، کلماتی که میدونید، چقدر قاصره !!! بار عظیمی بر قلبم میشینه در این جور موارد که نمیتونم از زیرش در برم!!
#vague_feelings بعدا.نوشت: اگه ادم ساعت 12:23 بامداد نیاز داشته باشه فریاد بزنه، بلللللللللللللند از ته دل، باید چیکار کنه :-؟ :(